خرید بک لینک

من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزید..

من خودم بودم دستی که صداقت میکاشت؛

گر چه در حسرت گندم پوسید

من خودم بودم هر پنجره ای،

که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود

و خدا میداند بی کسی از ته دلبستگی ام پیدا بود

من نه عاشق بودم

و نه دلداده به گیسوی بــــلند

و نه آلوده به افکار پلـــــــید

من به دنبال نگاهی بودم،

که مرا از پس دیوانگی ام میفهمید..

آرزویم این بود

دور اما چه قشنگ

که روم تا در دروازه نور

تا شوم چیره به شفافی صبح

به خودم می گفتم

تا دم پنجره ها راهی نیست..

من نمی دانستم

که چه جرمی دارد،

دستهایی که تهی ست..

و چرا بوی تعفن دارد..

گل پیری که به گلخانه نرست،

روزگاریست غریب،

تازگی میگویند؛

که چه عیبی دارد؟

که سگی چاق رود لای برنج..

من چه خوشبین بودم

همه اش رویا بود

و خدا می داند،

سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود..

__________________________________________________

ســــِلــــاملِکــــــُم...ما اومدیـــم..خب اینم یکی از شعرای بس اندر بس محبوبمـــه،خیلی میدوستمش..

هرچند این شعر برام فراموش شدست،هم خوده شعرش ،هم زمانی که پیداش کردم، وهم مخاطبش...

وچه بهتر،که بعضی آدمافقط جای پاشون توی خاطره ها باشه وبس..هرچند که اگه توانایی رفتن

به گذشته رو داشتیم،همون ردپاشونمــ محو میکردیـــمــ..درواقع میشن وجوداضافه توی زندگی،

یا به زبان ریاضی خودمون باقیمانـــده..

یه چن تا شعرم گفتم،ولی فعلا دمِ دستم نیسن که بنویسمـــشون..ایشالله پستای بعـــدی..

راستی؛من همه ی چیزایی که میذارم دستنوشته هامــ نیستن،اینو به چندنفرم گفتم..

من آخر دستنوشته هام تاریخ میزارم..اینم فرقش

به خاطر همین دیگه اول شعرای خودم { √ } میذارم..

تی فـــــــــدا

___________________________________________________

پ.ن:

*جدیداً اسم خیانت شده یه اشتباه …که باید ببخشی و فراموش کنی

وگرنه محکوم می شی به کینه ای بودن!

*افلاطون میگه : اگه نتونستی کسی رو فراموش کنی ، بدون هرگز از یادش نرفتی ...

*احسـ ـاس اسـ ـت!!

مزرعـﮧ نیسـ ـت که مدام

شخـ ـمش میزنے...

برچسب: نویسنده: آرتین نعمتی تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 0:56

صفحه بندی