{ √ } به کجـــا پیش روم؟!..
خـــــرداد 90
________________________________________
سلـــام عرض شد..اندر احوالات همگـــی ؟؟
به دلیل کار نکردن مخ،و ضیق اشعار،مجبور شدیم از فسیلات گذشته بهره مند بشیم..
رفتیم دیارمــون،از تبریزم گذشتیم،خداروشکر فقط چندتا روستان،انقد تو ماشین آلبوم بابک جهانبخش رو گوشیدم دیگه دچار حالت تهوع شدم!!
کلی سوژه داشتیم اونجا..مثلا یکی که از درخت سی چل ساله گردو رفتم بالا،کم بود ضربه مغزی شم،با یه حرکت تکنیکی خودمو نجات دادم..یا اینکه حواسم نبودکلی لواشکو به باد فنا دادمو لهشون کردم..دیگه اینکه هندونه ترکوندیم،همش شهره بازی بودیم وکلی قضایای دیگه..
چسبید ولی کم بود..تام رسیدیم تهرون درس وکار آغاز شد..اصلنم حس آپ ماپ کردن نداشم،دیگه دیدم بیشتر از این بمونه از عیدم بیشتر نیاز به وب تکونی داره،واس همین دس به کار شدم..توی تهرونـــم قضایای داغون شدن گوشیم بود،خودش یه رمان میشه این دوهفته با این همه سوژه!!
پ.ن:دلم بس اندر بس اهنگهای شادمهر و قمیشیو میخواد..
پ.ن:اینم این آخریا ازتو مجموعه اشعار ف.مشیری خوندم..خوشم اومــد..
آه،این شیارهاکه به پیشانیست..
خط شکست هاست،
در برج روح تو..
کز پای بست روی به ویرانیست..
خط شکست ها؟
نه!
که هرسطرش،
طومارقصه پریشانیست..!
رسیده از اعماق دل:
{ √ } احساس،واژه غریبیســــت...
واگیر دارد؛
دورش کنید،تا دچارش نشده ام؛
و دچـــار،یعنی عاشق..(با تلمیح از سهراب)
{ √ } تو اگر گل آرزوی مرا بچینی،نا امید نمی شوم..
بذر با توبودن را،من در دلم کاشته ام..
بذر را گرچه تو می چینی اما،
بودنت در دل من،ریشه دارد..
{ √ } خود را گول نزنید،زندگی شیرین نیست..
تلخ بنوشید!!
{ √ } از بودن های دروغینت خسته شده ام،
بگذار کمی طعم تلخ اما متفاوت بی تو بودن را تجربه کنم..
انهاکه گفته اند"دوری ودوستی"یا طعم دوستی نچشیده اندیا درد
دوری نکشیده اند!
لعنت به هرچه دوری ودوستی....!
میدانی تنهایی کجایش درد دارد؟!!
انکارش ...
تعــجـــب میکنـــی!
وقتــی دلـــم را بــه آتـــش میکشـی
مـن بـــازهـــم لبخـــنـد میزنـــم..
عــشق..! د اغــش بیشتر میچسبــد..
با آرزوی دست یافتن به دست نیافتنیـــ ـــا!!
تـــی فدا
برچسب:
نویسنده: آرتین نعمتی